انواع مصرف‌کنندگان ورزشی

روش‌های معتبر و متعددی برای تعریف مصرف‌کنندگان ورزشی وجود دارد که بیشتر آنها برمبنای شناسایی انواع محصولات ورزشی یا خدمات ورزشی است. با این حال، پیش از هر چیز باید مشخص کنیم که بین مصرف‌کننده‌ی ورزشی و ذی‌نفعانِ ورزش تفاوت وجود دارد. مصرف‌کننده، فرد یا گروهی است که با پرداخت مستقیم هزینه (مانند پرداخت پول نقد برای خرید بلیت مسابقه‌ی ورزشی) یا پرداخت غیرمستقیم (مانند خرید تلویزیونی که در آن ورزش نوعی سرگرمی است) از یک محصول یا خدمت ورزشی یا محصولی مرتبط با ورزش استفاده می‌کند. ذی‌نفعان افراد یا گروه‌هایی هستند که از محصول یا خدمات ورزشی خاصی سود می‌برند یا برنامه‌ی کاری خاصی در رابطه با آن محصول دارند. به عنوان مثال دولت‌ها یا شرکت‌های حامی مالی امور ورزشی، ذی‌نفع به حساب می‌آیند اما مصرف‌کننده نیستند. مصرف‌کننده‌های ورزشی، کاربران نهایی هستند که به چهار دسته تقسیم می‌شوند.

مصرف‌کنندگان کالاهای ورزشی

دسته‌ی اول مصرف‌کنندگان کالاهای ورزشی هستند که مصرف‌کننده و‌ خریدار محصولات ورزشی از قبیل ابزارها ورزشی، کتاب‌ها و مجله‌های ورزشی، لباس‌های ورزشی، مکمل‌های غذایی و بدنسازی، بازی‌ها و … هستند. خریدار کالای ورزشی کسی است که یک کالای واقعی و غیرمجازی ورزشی یا محصولی مرتبط با ورزش می‌خرد. ارتباط کالای خریداری شده با ورزش می‌تواند مستقیم باشد (مثل خرید راکت تنیس) یا غیرمستقیم (مثل یک بازی کامپیوتری).

مصرف‌کنندگان خدمات ورزشی

دسته‌ی دوم را مصرف‌کنندگان خدمات ورزشی تشکیل می‌دهند که از خدمات مربوط به ورزش استفاده می‌کنند اما مستقیم در خود فعالیت ورزشی مشارکت ندارند. آموزش، شرط‌بندی، مربی‌گری تخصصی، خدمات پزشکی و خدمات سلامتی و رفاهی، مثل خدماتی که در استخر، ورزشگاه‌ها و مراکز تفریحی ارائه می‌شوند، از این دست به حساب می‌آیند.

شرکت‌کنندگان و داوطلبان حضور در فعالیت‌های ورزشی

دسته‌ی سوم مشتریان، شرکت‌کنندگان و داوطلبان حضور در فعالیت‌های ورزشی هستند. این دسته به عنوان شرکت‌کننده یا در نقش سازمان‌دهنده و پشتیبان، بدون دریافت حقوق و به طور فعال در ورزش مشارکت دارند. همه‌ی افرادی که در فعالیت‌های ورزشی مدرسه‌، مراکز تفریحی و باشگاه‌های ورزشی سازمان‌یافته شرکت دارند در این گروه قرار می‌گیرند.

تماشاگران، حامیان و طرفداران ورزشی

دسته‌ی چهارم، تماشاگران، حامیان و طرفداران ورزشی هستند. این گروه به فعالیت‌های ورزشی علاقمند هستند اما الزاما ورزشکار حرفه‌ای نیستند. فعالیت‌های حامیان ورزشی، تماشاچیان و طرفداران شامل حضور در مسابقات ورزشی زنده یا تماشای برنامه‌های ورزشی در تلویزیون، اینترنت یا از روی دی‌وی‌دی است. این گروه از مصرف‌کنندگان ورزش بسیار پیچیده هستند به این دلیل که نحوه‌ی استفاده‌ی‌ آنها از محصولات و خدمات ورزشی با سایر مصرف‌کنندگان تفاوت دارد. برای مثال، طرفداران ممکن است در اتاق‌های چت آنلاین ورزشی یا بازی‌های رایانه‌ای لیگ حضور داشته باشند. در برخی موارد، طرفداران، به‌ویژه طرفداران وفادار، ممکن است به طرفداران «متعصب» تبدیل شوند، این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که رفتار این گروه از محدوده‌ی انتظارات اجتماعی عادی و طبیعی خارج شود. البته، اکثر شرکت‌کنندگان و داوطلبان ورزشی، طرفداران ورزش نیز به حساب می‌آیند و از انواع کالاها و خدمات ورزشی استفاده می کنند. به همین دلیل معتقدیم انگیزه‌ی مصرف‌کنندگان ورزشی پیچیده است. با این حساب به نظر می‌رسد دسته‌بندی نوع مصرف و کاربرد ورزش، از دسته‌بندی نوع مصرف‌کنندگان ورزشی آسان‌تر باشد. علاوه بر این، با توجه به انواع استفاده از ورزش، مشخص است انگیزه‌های حامیان، تماشاچیان و طرفداران ورزشی نسبت به سایر موارد از همه پیچیده‌تر است و باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

فلسفه، اصول، فرایند و ابزار بازاریابی ورزشی

ازاریابی ورزشی مفهومی دارای سلسه‌مراتب است، دانستن این موضوع به درک بهتر مفهوم این نوع بازاریابی کمک می‌کند. بنابراین بازاریابی ورزشی شامل سطوحی است. در سطح پایه‌، فلسفه و باورهای مربوط به مفهوم بازاریابی ورزشی جای دارد.

دانستن فلسفه بازاریابی فقط مختص مدیران بازاریابی و بخش‌های بازاریابی سازمان‌های ورزشی نیست. در فلسفه‌ی بازاریابی، خواسته‌ها و نیازهای مشتری، قلب هر تصمیم را می‌سازد. البته باید این نکته را اضافه کنیم که نیازهای مشتری باید مکمل اهداف سازمان باشند. در دنیای تجارت، هدف اصلی، کسب سود بیشتر است اما در سازمان‌های ورزشی معمولا هدف برنده شدن و یا ایجاد علاقه به ورزش یا آن واحد ورزشی است. فلسفه‌ی بازاریابی ایجاد وضعیت برد-برد برای سازمان و مشتریان سازمان است، اما شکی نیست که اگر نیازهای مشتریان برطرف نشود، هیچ بردی در کار نخواهد بود.

در سطح دوم، بازاریابی ورزشی را به عنوان یک پروسه و فرایند در نظر می‌‌گیرند، چرا که شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و مراحل است. به عنوان مثال، بازاریابی ورزشی شامل مراحل تحقیق، تجزیه و تحلیل، برنامه‌ریزی، توسعه، پیاده‌سازی و ارزیابی است.

در سطح سوم، می‌توان بازاریابی ورزشی را مجموعه‌ای از اصول دانست، زیرا شامل ایده‌ها و مفاهیم متعدد است و برای کسانی که با بازاریابی ورزشی سروکار دارند به عنوان یک راهنما ویژه عمل می‌کند.

در آخر و در عملیاتی‌ترین سطح، اصول بازاریابی ورزشی می‌توانند با کمک ابزارهای خاص اجرا شوند. ابزارهای تحلیلی و فعالیت‌های خاص که روزانه انجام می‌شوند جزو این ابزارها به حساب می‌آیند.

ابعاد بازاریابی ورزشی

حالت اول خدمات و محصولات ورزشی را به صورت مستقیم به مشتری عرضه می‌کنند، در حالت دوم، برای محصولات و خدمات غیر ورزشی، از طریق ورزش، بازاریابی انجام می‌دهند. به عبارت دیگر بازاریابی ورزشی یعنی بازاریابی محصولات ورزشی و همچنین بازاریابی از طریق ورزش. برای مثال، بازاریابی برای تجهیزات ورزشی، مسابقات حرفه‌ای، رویدادهای ورزشی و باشگاه‌های محلی، بخشی از بازاریابی محصولات و خدمات ورزشی هستند. تبلیغ تیم‌های ورزشی، تبلیغ قهرمانان ورزش، فروش بلیت‌ مسابقات و توزیع لباس‌های ورزشی مثال‌های ساده‌ی دیگری از بازاریابی ورزشی هستند.

به عکس، بازاریابی از طریق ورزش به معنای فروش محصولات غیرورزشی از طریق ورزش و رویدادهای مربوط به آن است. تبلیغ غلات صبحانه توسط یک قهرمان ورزش، پشتیبانی یک رویداد ورزشی توسط یک سازمان و یا توزیع خوراکی‌های تولیدی یک برند خاص در مسابقات ورزشی مثال‌هایی از بازاریابی ورزشی برای محصولات غیر ورزشی هستند.

بازاریابی ورزشی چیست

بازاریابی ورزشی، استفاده از مفاهیم بازاریابی برای ارائه‌ی محصولات و خدمات ورزشی است. این روش را برای بازاریابی محصولات غیرورزشی، از طریق مفاهیم و رویدادهای مرتبط با ورزش هم به‌ کار می‌برند.

در بازاریابی ورزشی دو مفهوم اساسی داریم، مفهوم اول، استفاده از روش‌های بازاریابی برای فروش محصولات و خدمات ورزشی، و مفهوم دوم، بازاریابی محصولات غیرورزشی از طریق ورزش است. مثل سایر روش‌های بازاریابی، بازاریابی ورزشی هم به دنبال تشخیص و برآورده کردن نیازها و خواسته‌ها‌ی مصرف‌کننده است و برای رسیدن به این هدف، خدمات و محصولات مرتبط با ورزش به مصرف‌کننده ارائه می‌شود. با این روش، برخلاف بازاریابی معمولی می‌توان مشتری را به استفاده از محصولات و خدمات غیر ورزشی هم تشویق کرد.

درک این مفهوم ضروری است که بازاریابی ورزشی به معنی بازاریابی محصولات ورزشی و همچنین استفاده از ورزش به عنوان ابزاری برای بازاریابی سایر محصولات و خدمات است. شناخت این دو جنبه از بازاریابی ورزشی نقش مهمی در درک شیوه‌های متنوع استفاده از ورزش دارد. با این حال، مشکل این است که این دو بعد، بیشتر روی بخش فروش بازاریابی ورزشی تأکید می‌کنند. قبل از هر اقدامی باید تحلیل و آنالیزی طولانی و راهبردی صورت گیرد و مشخص شود مشتریان ورزش به دنبال چه هستند و بهترین راه ارائه‌ی آن به مشتریان کدام است. در نتیجه، بازاریابی ورزشی را باید مجموعه‌ای شامل برنامه‌ریزی و انجام فعالیت‌هایی مربوط به تحویل محصول و خدمت ورزشی به مشتری دانست.

محصول و خدمات ورزشی باید قبل از فروش، جایی در ذهن مشتری داشته باشند، پس مشتری باید از وجود آن محصول یا خدمات آگاه باشد و به نحوی نسبت به آن واکنش نشان داده باشد. فرایندی که طی آن واکنش و پاسخ مشتری به دست می‌آید، «برندینگ» نام دارد و هنگامی که برندی ورزشی در ذهن مشتری جا بگیرد، آن برند موقعیت خود را تثبیت کرده است.

نتیجه‌ی برندینگِ خوب و کسب جایگاه مستحکم در بازار فقط معامله‌ای خوب نیست. به عبارت دیگر، بازاریابی ورزشی نشان‌دهنده‌ی رابطه‌‌ای مداوم بین برند ورزشی و مصرف‌کننده‌ی آن است.

 

مدیریت ورزشی چیست؟


تعریف مدیریت ورزشی ، ازتعریف عمومی که برای مدیریت وجود دارد ، فاصله زیادی نداشته و در واقع بخش تخصصی ورزشی به دنبال این تعریف می آید . سازماندهی ، برنامه ریزی ، کنترل و نظارت در ورزش و تربیت بدنی تعریفی است که برای مدیریت ورزشی میشناسیم .

هویت مدیریت ورزشی امروزه در جهان شناخته شده است چراکه در دانشگاههای بزرگ جهان که رشته تربیت بدنی را دارند مدیریت و برنامه ریزی یکی از رشته هائی است که در آنجا تدریس میشود و افرادی که در این بخش تربیت میشوند برای اداره امور ورزش و تربیت بدنی جهت پیدا می کنند و در دو بخش یکی مدیریت اماکن تاسیسات و دانشکده ها و دیگری در ورزش قهرمانی هم از نظر اجرا و هم برنامه ریزی بخدمت گرفته میشوند .


سپس آنان بر حسب تجربه با علاقه خود جذب بازار کار در سایر شاخه های مدیریتی در بخشهای ورزش قهرمانی ، همگانی ،مدارس ، فداراسیونها و سازمانهای ورزشی ، و نیز باشگاهها میشوند . در سیستم ورزشی کشور ما ایران نیز باید همان الگو برای تربیت و بکارگیری
مدیران ورزشی بکار گرفته شود و البته باید به این نکته نیز توجه داشت که کشور ما شرایط خاص خود را دار است . البته در سایر کشور ها نیز وضع به همین شکل است و در آن کشور ها نیز مدیریت شرایط خاص خود را داراست و متاسفانه مسائل اقتصادی و سیاسی در قدم اول دیده میشوند و نتنها در ایران در همه دنیا ، دیده میشود که افراد غیر متخصص در پست یک مدیر متخصص می نشینند .


باید توجه داشت که رشد اداری در کارها بدنبال بهر وری و اثر بخشی اداری دیده میشود که برای دستیابی به تمام اینها باید الگوی درستی برای مدیریت در سازمانهای ورزشی بکار گرفته شود . نکته قابل تامل این است که ما در ورزش و تربیت بدنی تنها تخصص مدیریت و برنامه ریزی را نداریم وخصوصا در مقطع دکترای تربیت بدنی پنج گرایش دیگر داریم که هر کدام از فارغ التحصیلان آن در رشته خود متخصص هستند و هیچ کدام نباید در پست دیگری قرار بگیرند که متاسفا نه این اصل رعایت نمی شود و دیده میشود که پست های مدیریت برحسب سیاست جامعه در اختیار فارغ التحصیلان فیزیولوژی ، رشد و تکامل و غیره است که در نهایت وضع به این شکل که اکنون دیده میشود در می آید .

ماهیت مدیریت ورزشی به محتوای آن باز می گردد و در این بین باید دید که این رشته دارای چه زیر مجموعه هائی است و هر کدام به چکاری می پردازند . در این بین این رشته در دو بخش فنی و سیاستهای کلی کشور طبقه بندی میشود .

همانطور که گفته شد در ایران هم مانند تمام کشور های جهان سیاستهای کلی حاکم است . اکنون در ایران بیش از صد فارغ التحصیل دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی داریم که بخش عمده ای از آنان با گرایش مدیریت و برنامه ریزی فارغ التحصیل شدند و ما اکنون در حدود چهل مدیر تربیت بدنی داریم که از دانشگاههای تربیت مدرس ، معلم ، آزاد ، تهران و غیره فارغ التحصیل شده اند .


مدیری که در راس سازمان ورزش کشور قرار میگیرد ، باید دیدگاه فنی نسبت به ورزش داشته باشد و سپس به علم مدیریت سازمان ورزشی آگاهی داشته باشد . البته تمام این باید ها متعلق به زمانی است که ارزشیابی درستی برای کار در بین باشد و تفاوت کار این مدیران مشخص شود . شعار زیبای ،شایسته سالاری که امروزه در جامعه مطرح است باید عملی شود و شایسته بصورت علمی خود عملی شود و اگر اینچنین شود ای سئوال مطرح میشود که مدیر شایشته یعنی چه کسی ؟

 

 به هر روی مدیریت ورزش یکى از رشته هاى تخصصى در حوزه تربیت بدنى است که این حوزه علمى مى تواند نقش مهم و کلیدى در رشد و توسعه ورزش ملى، محلى و خصوصى در ابعاد مختلف داشته باشد.

قانون 15دقیقه چیست؟

 

🔻این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!
ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقاد است که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

1⃣اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

2⃣اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.

3⃣اگر روزی 15دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

4⃣ اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.

5⃣ اگر روزی 15 دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

🔻زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی اندازید

⭕️ خلاصه ١٠ نكته براى اين كه شما را به عنوان يك #كارآفرين جوان جدى تر بگيرند!

 

1⃣ راه حلى براى مشكلات ديگران پيدا كنيد.
2⃣ بيشتر از هر فرد ديگرى در زمينه كاريتان بدانيد.
3⃣ از صفر شروع كنيد و ياد بگيريد.
4⃣ اعتبار خوبى داشته باشيد.
5⃣ نظرات درستى داشته باشيد كه بتوانيد آن ها را با داده ثابت كنيد.
6⃣ درخواست مسئوليت بيشتر كنيد.
7⃣ سر حرفتان باشيد و خوش قول باشيد.
8⃣ مناسب لباس بپوشيد.
9⃣ اولين نفرى باشيد كه وارد ميشيد و آخرين نفرى باشيد كه خارج ميشيد.
🔟 اطراف خودتان را با افرادى دوره كنيد كه از شما بيشتر مى دانند و موفق تر هستند.

چه تبلیغاتی در ورزش موفق است ؟

 

اگر این سؤال را از یک کارآفرین ورزشی بپرسید، پاسخ او به شما فروش بیشتر محصول و خدمات ورزشی است.
اگر این سؤال را از یک تبلیغاتچی ورزشی بپرسید، پاسخی که خواهید شنید افزایش آگاهی مشتریان از برند ورزشی است و
اگر قرار باشد متخصص ورزشی به این سؤال پاسخ دهم، بازنشر پیام تبلیغاتی توسط مشتریان را معیار یک تبلیغ موفق ورزشی می‌دانم
اما به‌راستی پاسخ این سؤال ساده چیست؟
اگر یک ساختار اصولی را برای خلق پیام تبلیغاتی ورزشی که موردقبول همگان باشد، در نظر بگیریم. هرچقدر پیام تبلیغاتی ما به ساختار موردنظر نزدیک‌تر باشد، می‌توانیم بگوییم تبلیغ ما موفق‌تر است.
و حالا سؤال دیگری که با آن روبرو می‌شویم این است که ساختار یک تبلیغ موفق چگونه است؟
پاسخ: متناسب ترین نوع تبلیغ با جامعه هدف بسته به مولفه های آن: نوع، رنگ، محتوا، طراحی، و....

راهکارهای که می توانید هر چیزی را بفروشید

 

1) تحقیق در مورد نیاز مشتری:
قبل از اقدام به فروش باید در مورد مشتریان خود و نیاز های آنها تحقیق کنید. به عنوان مثال اگر فروشنده ی لوازم و تجهیزات پزشکی هستید و مشتریان شما بیمارستان ها هستند، باید قبل از ملاقات با نمایندگان خرید این بیمارستان ها، نیاز های آنها را شناسایی و بعد وارد مذاکره شوید.

2) از خریدار در مورد اهداف و مقاصدی که از خرید محصول شما دنبال می کند، سؤال کنید: زمانی که برای اولین بار با یک خریدار صحبت می کنید از او در مورد نیاز هایش بپرسید و اینکه از محصول شما برای چه مقاصدی و چگونه می خواهد استفاده کند.

3) از دانش خود برای پرسیدن سوالات عمیق و بینش مند استفاده کنید: شما باید برای مشتری خود نقش یک همراه یا تسهیل کننده را ایفا کنید و وی را در مورد روش های استفاده از محصول خود آگاه کنید.

4) به دقت گوش کنید: یک فروشنده باید بیشتر شنونده باشد و اجازه دهد تا خریدار بیشتر حرف بزند.

5) همانند یک مشاور رفتار کنید: اجازه دهید مشتری هنگام صحبت با شما احساس کند که دارد از یک مشاورمتخصص برای بهبود و توسعه کسب و کار خود راهنمایی و مشاوره می گیرد.

6) اگر با یک تیم خریدار سر و کار دارید با هر یک از اعضا تیم به طور جداگانه صحبت کنید: بعد از اینکه با رهبر گروه صحبت کردید، به افراد دیگر گروه نیز نزدیک شوید و با هر یک جداگانه صحبت کنید تا ا اعتماد بین شما و همه اعضا تیم برقرار شود.

7) محصول خود را به عنوان راه حلی برای مشکلات مشتری ارائه و معرفی کنید: نیاز های مشتری را بر کیفیت محصول خود ارجح بدانید و بیش از آنکه در مورد کیفیت محصول خود حرف بزنید در مورد اینکه این محصول چگونه می تواند پاسخ گوی نیاز مشتری باشد توضیح دهید

اشتباه‌های مشترک بین همه کارآفرینان برای شروع کسب‌وکار

 

1⃣ آماده نکردن زندگی خود
هیچ فردی بدون آموزش اولیه نباید برای دوندگی در ماراتن بوستون شرکت کند. همین حالت برای استارت‌آپ‌ها نیز صادق است. باید با آموزش قبل از شروع یک کسب‌و‌کار (از استراحت و تغذیه کامل تا ایجاد روابط قوی‌تر)، خودتان را آماده کنید.

2⃣ سردرگم کردن یک محصول با یک کسب‌و‌کار
یک محصول یک نیاز شخصی را رفع می‌کند؛ اما یک کسب‌وکار واقعی چیزی دارد که به‌خاطر آن، مشتریان بارها و بارها بازمی‌گردند. اما چگونه این تمایز را ایجاد ‌کنیم: آیا جریان‌های درآمدی بالقوه پشت خرید اولیه یک محصول مشتری دارید؟ این یک فاکتور کلیدی برای سرمایه‌گذاران موثر در آینده است؛ کسانی که می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که آنچه امروز ارائه می‌دهید ماندگاری خواهد داشت.

3⃣ هزینه نکردن برای مهارت‌ها
شما در همه چیز خوب نیستید. اصلا نمی‌توانید این‌گونه باشید. هر بخش از یک کسب‌و‌کار باید با تخصص و مهارت انجام شود بنابراین هر جا به مشکل برخوردید، راهنماهای رایگان آنلاین دانلود نکنید یا تصور نکنید که می‌توانید خودتان همه چیز را حل کنید.

4⃣ بی‌اعتنایی به داده‌ها
نمی‌توانید تنها معتقد باشید که پیروز می‌شوید؛ بلکه باید با محاسبات ریاضی دریابید که آیا موفق خواهید شد یا خیر. باید داده‌هایی وجود داشته باشد که ثابت می‌کنند که ایده بزرگ شما واقعی است یا حداقل شاخص مهمی فراهم می‌کند. وقتی این داده‌ها را جمع‌‌آوری می‌کنید، از آنها برای ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد یا مراحل برجسته استفاده کنید تا نشان دهید که ایده یا کسب‌و‌کار شما در حال پیشرفت است.

طرح یا برنامه بازاریابی (Marketing Plan) چیست؟

 

طرح یا برنامه بازاریابی (Marketing Plan) یک برنامه جامع (کمپین) تبلیغاتی است که به نحوه اجرای استراتژی بازاریابی شرکت کمک می کند.

در یک سازمان یا واحد کسب و کار و یا سطح محصول (مانند: خط تولید محصول)، برنامه بازاریابی به تغییر مفهوم یک محصول یا خدمت، شناخت بهتر نیازهای جامعه مشتریان هدف، دستیابی به انتظارات فروش شرکت، سهم بازار و … کمک می کند.
یک طرح بازاریابی به دقت عنوان می کند که شرکت جهت عرضه محصولات و پشتیبانی از محصولات قدیمی، چه کارهایی انجام خواهد داد، این برنامه به نحوی تعیین کننده مسیر راه و جزئیات اجرایی، بازاریابی سازمان است.

برنامه بازاریابی، زمان بندی فروش و فعالیت های ترویجی، سیاست قیمت گذاری و تلاش های مربوط به توزیع کالا (Place) را نشان می دهد. چگونگی کنترل فرآیندها و همچنین اندازه گیری نتایج، قسمتی از برنامه است. با برنامه های بازاریابی به طور محرمانه رفتار می شود، تا هیچ رقیبی از جزئیات آن ها استفاده نکند!

💡هر برنامه بازاریابی شامل سه بخش اصلی است:

اهداف بازاریابی (Marketing Goals)
استراتژی بازاريابی (Marketing Strategy)
تاكتيک های بازاريابی (Marketing tactics)

همه مشتریان مهم هستند، اما بعضی از آنها از بقیه مهم ترند!



⚠️ حواسمون به مشتریان وفادارمون باشه؛

🔺بررسی ها نشون داده که هزينه جذب يک #مشتری جديد بين ۵ تا ۱۱ برابر نگهداری مشتری قديمی است.

🔺 ۲% بهبود برای مشتری، مستلزم ۱۰% کاهش هزينه ­ها است. ضرر و زيان ازدست دادن يک مشتری، در حکم فرار ۱۰۰ مشتری است.

🔴 رضايت مشتری پيش شرط تمام موفقيت­ های بعدی شرکت است.

🔺گوش دادن به شکايت مشتری ۹۰ درصد کار است و حل کردن آن ۷ درصد و پيگيری برای اطلاع از راضی شدن مشتری ۳۰ درصد ديگر است.

#فیلیپ_کاتلر

شيوه هاي جديد رقابت در صنعت ورزش

امروزه دیگر رقابت بین دو مربی و یا دو باشگاه نیست، بلکه رقابت بین گروه‌های استراتژیک شدت گرفته است. مشتریان شما به چه افراد و یا مراکزی دیگری نیاز دارند؟با آنها یک گروه تشکیل بدهید و مشتریان را بین خودتان به اشتراک بگذارید.

به مثال های زیر توجه کنید :
✅یک استخر، یک باشگاه، یک فروشگاه ورزشی و ... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند مشاور در حوزه‌های بازاریابی ورزشی، امور مالی ورزش و منابع انسانی با یکدیگر یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند مربی هرکدام از یک رشته ورزشی مانند شنا، ایروبیک، پیلاتس، و... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند متخصص هرکدام از علم تمرین، تغذیه ورزش، روانشناسی ورزش، و ... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند متخصص هرکدام از مدیریت ورزشی، فیزیولوژی ورزشی، آسیب شناسی ورزشی، رفتار حرکتی و ... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند.

🔰شعار تبلیغاتی و استراتژیک ۲۵ شرکت معتبر دنیا:

 

۱- فولکس واگن : کوچک فکر کنید.
۲- پورشه: جایگزینی نیست.
۳- آستون مارتین: قدرت، زیبایی و روح.
۴- وال مارت: پول بیشتری ذخیره کنید، زندگی بهتری داشته باشید.
۵- ریبوک: من همانی هستم که هستم.
۶- نایک: فقط انجامش بده!
۷- آدیداس: غیر ممکن وجود نداره.
۸- مارک اند اسپنسر: حق همیشه و کاملاً با مشتری است.
۹- تری ام: نوآوری
۱۰- آی بی ام: راه حلی برای سیاره هوشمند.
۱۱- سونی: باورش کن.
۱۲- آی مکس: بزرگ فکر کن.
۱۳- دوپونت: معجزه دانش.
۱۴- انرگایزر: به مسیرت ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده…
۱۵- پلی استیشن: در دنیای خود زندگی کنید، در دنیای ما بازی کنید.
۱۶- بلاگر: دکمه انتشار را فشار دهید.
۱۷- کانن: آن چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید.
۱۸- نیکون: در قلب تصویر
۱۹- کداک: لحظاتت را به اشتراک بذار، زندگی ات را به اشتراک بذار.
۲۰- فدکس: وقتی که هیچ فردایی نیست.
۲۱- دیزنی لند: شادترین نقطه ی روی زمین
۲۲- فورچن: برای افرادی که تغییر را رقم خواهند زد.
۲۳- مک دونالد: من عاشقشم!
۲۴- کوکاکولا: درب قوطی را باز کن تا سرحال شی.
۲۵- ام اند ام: در دهانتان آب می شود، نه در دستانتان.

 

✨ شخصیت برند : Brand Personality

 

🔹از جمله ابعادی است که امروز بسیار به آن توجه شده است، چرا که کالاها علاوه بر موارد کاربردی، دارای معانی سمبولیک نیز هستند. بخشی از این معانی سمبولیک برگرفته و نتیجه مفاهیمی نظیر شخصیت برند یا تصویری است که مصرف­ کننده برای خود از آن کالا خلق و یا می­ سازد، آن قسمتی از مفهوم نمادین که به وجه فیزیکی خود کالا برمی­ گردد و با ویژگی­ های شخصیتی انسانی توصیف می­ شود، شخصیت برند نامیده می­ شود.
(گاورز، 2005)

🔹مجموعه­ اي از خصوصيات انساني که همراه با برند تداعي مي­ شود، را شخصيت برند گويند.
(آکر 1997)

🔹میتوان شخصيت برند را به عنوان مجموعه اي از ويژگي هاي انساني همراه برند تعريف نمود. اگرچه برندها اجسام غيرانساني هستند اما اغلب مصرف كنندگان آنها را به عنوان اجسام داراي ويژگي­هاي انساني برای خود تلقي مي كنند.
(اوساكلی و بالوغلو، 2010)

انواع بیماریهای مدیریت

 

☀️ مدیر انفجاری: اتخاذ تصمیم های ناگهانی و غیر قابل کنترل، عصبانیت غیرقابل پیش بینی و تحریکات شدید رفتاری را میتوان از مشخصه های بارز آنان تلقی کرد.

☀️ مدیر مقررات زده: به برقراری نظمی که بصورت پیشداوری در ذهن خود متصور هستند وسواس شدید نشان می دهند و در اجرای آن غیرقابل انعطاف به نظر می رسد.

☀️ مدیر نمایشی: بطور معمول تظاهر به جرات و نو آوری دارند و سعی دارند از طریق دوری از نرم های شناخته شده تعجب زیردستان را برانگیخته کنند و نظر آنان را جلب نمایند.

☀️ مدیر بی اعتماد: پیوسته خود را در معرض توطیه دیگران تصور میکنند و شکستهای خود را به غرض ورزی دیگران و کم کاری دیگران نسبت می دهند.

☀️ مدیر واکنشی: تزلزل و بی ثباتی شخصیت مبنای رفتار و هویت این قبیل مدیران را تشکیل میدهد. در اتخاذ تصمیم های مدیریتی ایجاد موقعیتهای عاطفی میکنند.

☀️ مدیر مضطرب: معمولا تحریک پذیری زیاد دارد و همواره خود و تیم کاری خود را در یک وضعیت غیرمطمئن قرار میدهد و غمگینی و عصبانیت بی جا از خصیصه های او می باشد.
دکتر بجانی.

 

✨گام های موفقیت درمدیریت ورزشی✨

 

اولین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحمل کنی.

دومین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی.

سومین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تقلید کنی.

آخرین گام موفقیت این است که بتوانی به شیوه خودت موفق شوی... ماه را نشانه بگیرید، اگر به هدف نزنید، حتما یکی از ستاره ها را خواهید زد. (براون)

 

✨مدیریت ورزشی✨

 


ویژگی که افراد با نفوذ دارند

بسیاری از افراد قدرتمند و پرنفوذ در دنیا، در ارتباط برقرار کردن با دیگران هنر زیادی دارند. آنها همیشه این سوال را از خود می پرسند:
« اکنون مساله مهم در اینجا چیست ؟»
چنین افرادی دارای کیفیت ها و ویژگی هایی هستند که باعث نفوذ و تاثیرگذاریشان روی دیگران می شود.
تعدادی از این ویژگی ها پیش روی شماست:

1 - سخنوری
نفوذ افراد معمولا از زبان و کلامشان آغاز می شود؛ به این معنا که این نوع افراد ارتباط کلامی درست و قدرتمندی با سایرین برقرار می کنند و همین امر باعث می شود اولین قدم را محکم بردارند.

2 - بازارگرمی
این یکی از ویژگی های بسیار تاثیرگذار افراد بانفوذ است. این جور افراد به مسائل عادی و پیش پا افتاده از نظر من و شما چنان آب و تابی می دهند که طرف مقابل باور می کند یکی از مهمترین اتفاقات زمین روی داده است.
بازارگرمی از دیدگاه ما ایرانی ها کلا ناپسند است و چهره خوبی ندارد اما خوب است بدانید این کیفیت و ویژگی یکی از مهمترین ویژگی های افراد بانفوذ است.

3 - اهل شلوغ کردن و انرژی دادن
بانفوذها بمب انرژی هستند. هر جا می روند یک بغچه انرژی هم همراه خود می برند و میان دیگران تقسیم می کنند.
اینطور افراد را همه دوست دارند و ازشان تاثیر می گیرند.

4 - اعتماد سازی
بانفوذها پیش از اینکه به کسی نزدیک شوند، اعتماد او را جلب می کنند. آنها خوب می دانند که نباید هیچ کاری را چه در زندگی شخصی و چه کاری بی محابا انجام داد. پس اول اعتماد دیگران را جلب می کنند، بعد کارشان را انجام می دهند.

5 - به روز بودن
برای این افراد به روز بودن و خبر داشتن از همه چیز، حواس جمعی و با مد روز پیش رفتن خیلی مهم است. آنها می خواهند همیشه در صدر باشند و همین باعث می شود که خود را به روز و آپدیت نگاه دارند.

 

مولفه های هوش مدیریتی: MQ=IQ+EQ+PQ+PQ+SQ

 

هوش مدیریتی(MQ): به ما يادآور مي‌شود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كاروكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين دارايي‌مان است سرمايه‌گذاري كنيم، و براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيت‌نگري به‌كار گيريم تا با هم‌توان‌افزايي بين آنها انساني موفق باشيم.

هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن مي‌سنجيدند. اما همه‌ي ما شواهد بسياري از انسانهايي را مي‌توانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در به‌كارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات سعادت نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.

هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما مي‌توانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كم‌كاري در اين زمينه فقط و فقط نشان‌دهنده‌ي تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيين‌شده، انگيزه‌بخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيه‌ي مثبت‌انديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و در نهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.

هوش سیاسی(PQ): هوش سياسي است كه بهتر است آن را به هوش تدبيري ترجمه كنيم، و معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر مشتري بهترين نوع رفتار چه بايد باشد.‌ تشخيص تفاوت مشتريان و به‌كارگيري بهترين شيوه‌ي عملكرد براي نزديك شدن به مشتري، هوش تدبيري يعني هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد.

هوش تدبيري يعني اينكه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنم و از به‌كار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنم. هوش تدبيري توان درك طرف مقابل را در ما افزايش مي‌دهد. هوش تدبيري همان كياست داشتن در كار است. به ما ياد مي‌دهد كه با مشتري بحث نكنيم، ياد مي‌دهد كه در بازار رفته‌ايم تا معامله كنيم نه مقابله. اينكه همه جا جايز نيست اسم كوچك مشتري را به‌كار ببريم و اينكه درك فرهنگها و خرده‌فرهنگها را داشته باشيم.

هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما مي‌گويد كه براي موفقيت در بازار، و نزد مشتري مي‌بايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نمي‌شود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما مي‌گويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبت‌كننده‌ي ورزش و سلامتي خود باشيم.

هوش معنوی(SQ): نهايتاً هوش معنوي به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما مي‌پردازد. همان پندار نيك، گفتار نيك، و كردار نيك است. هوش معنوي يعني خودمان را نانوايي فرض كنيم كه قرار نيست نان سوخته دست مردم بدهيم. ابتدا باور كنيم كه با فروش بيمه به مشتري براي او امنيت خاطر و اطمينان را فراهم مي‌كنيم، پس من در حال خدمت كردن به مشتري هستم، پس بايد مشاور صديق و راستگوي او باشم تا او با خشنودي كه به دست مي‌آورد من را به ساير دوستان و افرادي كه مي‌شناسد ارجاع دهد؛ چون ما مي‌دانيم تنها در اين حالت است كه فروش مؤثر يا فروش تكرارشونده به همان مشتري صورت مي‌گيرد و حتي او را به سفير برند و خوشنامي اعتبار ما تبديل مي‌كند.

 

#بازاریابی #تبلیغات #مدیریت

(بخش دوم)

📇 تبلیغات برای ورزش
(Sport Adevrtisement)
و تبلیغات از طریق ورزش
(Adevrtisement Through Sport) 

🈯️ در سال های اخیر، تبلیغات در ورزش به طور جدی و به شیوه های جدیدی دنبال می‌شود. به عنوان مثال، یک بازیکن مشهور، با دریافت مبلغی هنگفت، محصول یک شرکت را در تمامی موارد حتی در وسایل شخصی خود نیز، تبلیغ می‌کند.

🈂 مثلاً یک دروازه‌بان مطرح، تبلیغ محصولات شرکت «آدیداس» را بر عهده می‌گیرد و آرم آدیداس را بر روی وسایل شخصی خود که در دید عموم قرار دارد، مثلا بر روی دستکش‌های خود، آرم شرکت مربوطه را حک می‌کند.


🈴 تولیدکنندگان لوازم ورزشی جزو شرکت هایی به حساب می آیند که همواره از ورزشکاران به ویژه فوتبالیست ها در تبلیغ هایشان استفاده می کنند.

🈳 ممکن است شما طرفدار مسی باشید یا از او بدتان بیاید، اما حتماً قبول دارید که فوتبالیست خوبی است و همین برای تبلیغ ورزشی کافی است.

🈷 هم ذات ‌پنداری هواداران باشگاه های ورزشی با برند حامی باشگاه یا ورزش محبوب خود تا آنجا پیش می‌رود که در پاره‌ای از اوقات، هواداران برای هم‌شکل شدن با ستارگان خود خواسته و یا ناخواسته محصولات فوق را استفاده کرده و در این راه نیز بسیار عشق می‌ورزند.

 

🈹 گسترش تبلیغات ورزشی، حوزه جدیدی از تبلیغات و بازاریابی را پیش روی شرکت های ایرانی باز کرده است؛ با این حال، هنوز در قیاس با بسیاری از کشورها، در ایران، اقتصاد ورزش و تبليغات ورزشي، نتوانسته اند سهم قابل قبولی از اقتصاد ملی را به خود اختصاص دهند.

🈁 حرکت به سمت ورزش حرفه ای، و خصوصی سازی باشگاه های ورزشی، میتوانند راه کاری موثر، برای تقویت این بخش از اقتصاد کشور باشد.

 

#بازاریابی #تبلیغات #مدیریت-

(بخش اول)

📇 تبلیغات برای ورزش
( Sport Advertisement)
و تبلیغات از طریق ورزش
(Advertisement Through Sport) 

🈯️ تبلیغات برای ورزش، زمانی مطرح می شود که یک نهاد ورزشی، تصمیم به معرفی محصولات و خدمات خود می‌نماید. به عنوان مثال می‌توان به تبلیغات یک باشگاه حرفه‌ای فوتبال جهت فروش محصولاتی همچون لباس ورزشی و یا توپ، با برند آن باشگاه اشاره کرد.

🈂 تبلیغات از طریق ورزش نیز بدین معناست که یک سازمان‌ غیر ورزشی تصمیم به استفاده از ورزش برای فروش محصولات و خدمات خود می‌گیرند.

 

🈴 امروزه برندهای تجاری می توانند با تبلیغ در اطراف زمین بازی، برند و محصولات خود را به میلیون‌ها بیننده معرفی کرده و یا حداقل آنها را به بازدید از وب سایت خود ترغیب نمایند.

🈳 در واقع شرکت ها سعی می کنند احساسات مثبت حاصل از مسابقات ورزشی را به برند خود ارتباط دهند و با تبلیغ در رویدادهای ورزشی و مرتبط ساختن ارزش و هیجانات ناشی از این بازی ها، احساسی مثبت نسبت به تبلیغات خود و در نتیجه به برندشان به وجود آورند. این حس مثبت، جایگاه برند را در ذهن مصرف کنندگان تقویت کرده و در نتیجه احتمال خرید را افزایش می دهد.


🈷 وجود جریان های عمیق روانی -احساسی در رویدادهای بزرگ ورزشی، به ویژه فوتبال، می‌تواند بر میزان اثربخشی تبلیغات ورزشی مؤثر باشد.

🈹 با وجود فضاهای مختلف تبلیغاتی در استادیوم ها، این شیوه برای برقراری ارتباط مستقیم برندها با بینندگان در هر کشوری و به هر زبانی بسیار مؤثر عمل کرده و به طور کلی شیوه‌ای اثبات شده و علمی است و بر اساس تجربیات موفق دوره های پیشین، برندها برای حضور در این رسانه اثربخش به رقابت با یکدیگر می پردازند.

 

⭐️⭐️ بند الحاقی ماده هفت برنامه ششم توسعه (ورزش)⭐️⭐️

 

- اختصاص ۲۷ صدم درصد از ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده به ورزش، که رقمی معادل ۱۲۵۰ میلیارد تومان می شود.

- تخصیص ۱۷۰۰ میلیارد تومان وجوه حاصل از عوارض سیگار به وزارت ورزش، وزارت بهداشت و وزارت آموزش و پرورش؛ که رقمی در حدود ۵۵۰ میلیارد تومان آن باید به ورزش اختصاص یابد.

- هزینه های احداث اماکن ورزشی به عنوان هزینه های قابل قبول مالیاتی تلقی شود.

🈯️ هرچند کارکردها و اثرات مثبت ورزش بر جامعه از منظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیر بسی گسترده و فراوان می باشد اما این مهم بدون سرمایه گذاری در بخش ورزش و فعالیت بدنی به دست نخواهد آمد. افزایش سرمایه گذاري هر چند شرط کافی نیست اما شرط لازم براي دستیابی به رشد، گسترش و توسعه ورزش می باشد.

🈳 مصوبه امروز مجلس شواری اسلامی (۹۵/۱۰/۱) در جریان بررسی برنامه توسعه ششم من باب ورزش را هرچند نمی توان کافی و مناسب قلمداد نمود اما با نگاهی به برنامه های گذشته توسعه (برنامه چهارم و پنجم) می توان موارد فوق الذکر را به طور نسبی مورد قبول به حساب آورد.

🈶 در برنامه چهارم توسعه در مواد ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۶۹ و ۱۷۰ به اهمیت توسعه تربیت بدنی و ورزش پرداخته و وظایف نهادها، وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مرتبط با ورزش را روشن کرده بود که مهمترين ماده قانونی در امر ورزش و تربيت بدنی ماده (۱۱۷) این برنامه با عنوان اختصاص يك درصد از اعتبارات دولتی به ورزش بوده است.

🈴 در برنامه پنجم توسعه اما؛ ورزش تنها در دو ماده (ماده ۱۵ و ماده ۱۶) خلاصه شده و در این برنامه نیز مهمترين ماده قانونی در امر ورزش و تربيت بدنی ماده (۱۱۶) این برنامه با عنوان اختصاص يك درصد از اعتبارات دولتی به ورزش بوده است.

🈂 با این حال اقدام امروز مجلس در زمینه تخصیص برخی منابع مالی و اعتباری به بخش ورزش را می باید به فال نیک گرفت (نکته: در مقایسه با برنامه های پیشین) و امیدوار بود تا؛ علارغم توقعات گسترده ای که تدوین گران برنامه های توسعه، دولت مردان و آحاد جامعه از ورزش دارند، ورزش بتواند به اهداف عالیه خود یعنی بهبود سلامت (کاهش هزینه های درمان)، افزایش بهره وری، افزایش به زیستی (کیفیت زندگی)، ایجاد اشتغال، افزایش غرور ملی، کاهش میزان جرم و جنایات و بزه کاری، کاهش مصرف مواد مخدر و سیگار، افزایش امید به زندگی، رشد اقتصاد منطقه ای و بهبود چهره کشور در عرصه بین المللی و جهانی نائل آید.

شيوه هاي جديد رقابت در صنعت ورزش

 

امروزه دیگر رقابت بین دو مربی و یا دو باشگاه نیست، بلکه رقابت بین گروه‌های استراتژیک شدت گرفته است. مشتریان شما به چه افراد و یا مراکزی دیگری نیاز دارند؟با آنها یک گروه تشکیل بدهید و مشتریان را بین خودتان به اشتراک بگذارید.
به مثال های زیر توجه کنید :
✅یک استخر، یک باشگاه، یک فروشگاه ورزشی و ... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند مشاور در حوزه‌های بازاریابی ورزشی، امور مالی ورزش و منابع انسانی با یکدیگر یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند مربی هرکدام از یک رشته ورزشی مانند شنا، ایروبیک، پیلاتس، و... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند متخصص هرکدام از علم تمرین، تغذیه ورزش، روانشناسی ورزش، و ... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند
✅چند متخصص هرکدام از مدیریت ورزشی، فیزیولوژی ورزشی، آسیب شناسی ورزشی، رفتار حرکتی و ... با هم تشکیل یک گروه استراتژیک می دهند.

بازایابی تلفنی چیست ؟

 

🔵بازاریابی تلفنی نوعی از بازاریابی مستقیم است که در آن فروشنده از تلفن استفاده می‌کند تا با مشتریان ارتباط برقرار کرده و بتواند به آن‌ها اطلاعاتی ارائه کند، آن‌ها را برای ارتباط با شرکت ترغیب کند و نهایتا بتواند محصولی را بفروشد. بازاریابی تلفنی یعنی صحبت با کسی که شما را نمی‌شناسد، نمی‌بیند و با تمام این، شما می‌خواهید به او بفروشید.


✅ در همین ابتدا جالب است بدانید بازاریابی تلفنی نشان ثبت شده‌ای است که مالک آن یک ایرانی به نام «ناجی تهرانی» می‌باشد. وی مجله بازاریابی تلفنی (Tele Marketing) را در سال ۱۹۸۲ در آمریکا منتشر کرد.

 

بازاریابی و فروش تلفنی یکی از رایج‌ترین ابزارهای بازاریابی و فروش است.
شرکتهای پر قدرت برای رونق بخشیدن به فعالیتهای بازاریابی و فروش، قادرند به بهترین نحو از این ابزار کارآمد و پر سود، بیشترین درآمد‌ها را کسب کنند. از سوی دیگر حتما شنیده‌اید که شرکتهایی در ایران کوشیده‌اند با استفاده از این ابزار، محصولات خود را به فروش برسانند اما در عمل، مشتریان از شرکت ناراضی شدند و به دیگران نیز سفارش کردند محصولات آنان را نخرند. این نیز دلیلی است بر آنکه بازاریابی و فروش تلفنی یک دانش علمی به همراه پشتوانه تجربی و مهارتهای عملی است که تنها افراد واجد شرایط آموزش دیده، قادرند از آن بهره‌های فراوان برای درآمد زایی شرکت‌ها پدید آورند.


انواع بازاریابی مستقیم :

بازاریابی ایمیلی
بازاریابی پستی
و بازاریابی تلفنی؛
که نوع "تلفنی" از همه پرکاربردتر و جذاب و قوی تر است؛
البته "بازاریابی تلفنی" انواع دیگری هم دارد، مانند :
_ غرفه ها در مراکز تجاری و فرودگاه ها
_پخش تراکت و بروشور
و همچنین
_فرستادن نیروهای بازاریاب به درب منازل برای فروش و یا جذب مشتری و غیره

در حوزه CRM به طور کلی سه نوع CRM وجود دارد

در حوزه CRM به طور کلی سه نوع CRM وجود دارد:
Collaborative CRM، Analytical CRM، Operational CRM

👈 نوع اول ( Operational CRM)مربوط به ایجاد اتوماسیون در واحدهای فروش، بازاریابی و پشتیبانی مشتری می‌باشد.

👈 نوع دوم( Analytical CRM) مربوط به بخش تحلیلی CRM بوده که با استفاده از تکنیک های هوش تجاری، گزارشات و تحلیل های توصیفی و پیشبینی برای بهبود روندها ایجاد می‌کند

👈 نوع اخر (Collaborative CRM) نیز مربوط به ایجاد هماهنگی عملیات اجرایی در فروش و بازاریابی با استراتژی های سازمان می‎‌باشد.

بیانیه شورای عالی نظام پزشکی

 فارغ التحصیلان تربیت بدنی اجازه مداخله در امور پزشکی و تغذیه را ندارند شورای عالی نظام پزشکی در مورد دخالت فارغ التحصیلان مقاطع مختلف تربیت بدنی و علوم ورزشی در امور درمانی و پزشکی بیانیه ای را صادر کرد. متن بیانیه ی این شورا به شرح ذیل است: ١- مجرای دخالت در امور پزشکی، درمانی و سلامت جامعه از نقطه نظر قانونی کاملا مشخص است و وزارت بهداشت، متولی اصلی حفظ و حراست از سلامت جامعه بوده و فارغ التحصیلان رشته های زیرمجموعه وزارت علوم مانند تربیت بدنی خصوصا در مقاطع تحصیلات تکمیلی تربیت بدنی و علوم ورزشی، در صورتی که فاقد تحصیلات پایه پزشکی و حرف وابسته مانند فیزیوتراپی بوده و فاقد شماره نظام پزشکی نیز باشند و از آنجا که پروانه فعالیت خود را از وزارت بهداشت و یا نظام پزشکی نیز دریافت نمی کنند، لذا مجاز به هیچ گونه دخالت مستقل در امور درمانی و پزشکی، توانبخشی و تغذیه و انجام تبلیغات در حیطه سلامت جامعه و همچنین معاینه و پذیرش و درمان بیماران و پوشیدن روپوش سفید به عنوان خط قرمز فعالیت حرفه ای نبوده و صرفا تا حد پیشگیری از بروز بیماری و ناهنجاری های اسکلتی- عضلانی و در ارتباط با جمعیت سالم مجاز به فعالیت هستند. ۲- پذیرش دانشجو در برخی مقاطع تحصیلات تکمیلی تربیت بدنی و علوم ورزشی که در شرح درس و ماموریت های محوله دخالت های درمانی و سلامت محور و پزشکی دارند، مانند حرکات اصلاحی و آسیب شناسی ورزشی توسط وزارت علوم می بایست متوقف شده و تصمیم گیری در مورد لزوم ادامه و نحوه پذیرش دانشجو و شرح درس و سایر ضوابط آموزشی و حرفه ای و قانونی در اینگونه رشته ها توسط معاونت آموزشی وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی صورت گیرد. ۳- وظیفه نظارت بر هر گونه دخالت غیرمجاز در امور پزشکی و درمانی شامل مشاوره پزشکی و غذایی، معاینات پزشکی، ارایه خدمات درمانی در حیطه طب ورزشی، طب فیزیکی و فیزیوتراپی و سایر دخالت های درمانی خصوصا در مراکز تندرستی و حرکات اصلاحی و آسیب شناسی ورزشی و ارایه خدمات ماساژ بر عهده ادارات نظارت معاونت های درمان دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور بوده و در صورت مشاهده هر گونه دخالت غیرمجاز در امور پزشکی و درمانی مستحق برخورد تعزیراتی و قضایی مناسب و پیشگیرانه است. ۴- وظیفه رصد هرگونه تبلیغات فاقد مجوز، غیرقانونی و گمراه کننده در حیطه سلامت توسط این گروه بر عهده سازمان نظام پزشکی است.

 

منبع: خبرگزاری مهر،افکارنیوز

تعریف برند و ریشه لغوی برند

 

1) واژه برند برگرفته از کلمه نروژي برندر، به معناي سوزاندن و داغ کردن است که توسط وايکينگ ها به فرهنگ لغت انگليسي راه يافته و در نهايت در زبان روزانه مرسوم گشته است.

2) واژه برند يك كلمه انگليسي قديمي به معني هيزم است و به علامت‌گذاري حيوانات توسط مالكان برای شناسايي آن‌ها اتلاق مي‌گرديد. در غرب وحشي نيز گاوچرانان و گله‌داران براي جلوگيري از سرقت احشام، آن‌ها را بوسيله داغ‌هاي مشخص علامت‌گذاري مي‌نمودند. در حدود قرن دهم علايم بازرگاني به صورت طرح‌هاي ساده‌اي متشكل از خطوط براي اثبات مالكيت كالاهايي كه به دليل صدمه يا غرق شدن كشتي، سرقت و يا هر دليل ديگر ناپديد مي‌شدند، مورد استفاده قرار مي‌گرفت. برند در حوزه بازاریابی انبوه، در قرن نوزدهم و همزمان با ظهور کالاهای بسته‌بندی شده مطرح گردید.

3) علامت گذاري حيوانات به منظور شناسايي و جلوگيري از سرقت آن ها به زمان هاي بسيار دور برمي گردد. در نقاشي هاي ديواري مصر پيش از تاريخ و همچنين در نقاشي هاي غارهاي اروپايي عصر برنز، علامت مالکيت داغ شده روي گله گوسفند يافت شده است.

4) برند یک نام و یا سمبل متمایزی است که تولیدکنندگان و عرضه کنندگان برای شناسایی کالاها یا خدمات خود و تمایز آن از محصولات رقیبان به کار می برند.

5) برند یک نام، واژه، سمبل، طرح یا ترکیبی از آن‌ها است که با هدف شناساندن محصولات و یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به مشتریان و همچنین تمایز محصولات از سایر رقبا استفاده می شود. یک برند، به یک محصول یا خدمت ابعادی را اضافه می‌کند تا آن محصول یا خدمت از سایرین متمایز گردد. این تمایزها
می‌تواند کارکردی منطقی، ملموس و یا حتی غیرملموس داشته باشد.

✨ #بازاریابی_ورزشی ✨ بازاریابی چریکی 🔰

 

 

🈴 بازاریابی چریکی هر تماس کوچکی است که شرکت شما با هرکسی در جهان بیرونی دارد. هر تماس کوچک، یعنی فرصت های زیاد بازاریابی و این به مفهوم سرمایه گذاری مقادیر زیادی پول نیست!

🈂 در ادبیات مدیریت بازاریابی، از بازاریابی چریکی به عنوان بازاریابی بدون هزینه نیز نام برده شده است. در واقع بازاریابی چریکی نوعی از برنامه های بازاریابی است که در آن تلاش بر استفاده از پروموشن هایی بر پایه نوآوری و خلاقیت و برخلاف شرایط روتین انجام شود که دارای حداکثر بازده ممکن است.

بازاریابی چریکی همانگونه که از نام آن پیداست مانند چریک ها است. همان گونه که می دانید افراد در جنگ های چریکی یا نامنظم از حرکات غیرمعمول و نا منظمی از قبیل کمین، حملات و حرکات تعجب آور استفاده می نمایند.

🈹 در بازاریابی چریکی نیز از برنامه های مشابه در صنعت بازاریابی استفاده می نمایند و با پروموشن ها و برنامه های خود مخاطبان را متعجب و به خود جذب می نمایند.

🈳 بازاریابی چریکی با هزینه ای که برای تبلیغات می کند حداکثر توجه و احساسات مشتری را در مقایسه با بازاریابی سنتی در نظر می گیرد و نتیجه آن حفظ تبلیغ در حافظه مشتری است

مديران موفق چه كساني هستند؟


آکادمی مدیریت ورزشی


از خودتان یک مدیر نمونه بسازید. کاری کنید که دیگران شما را به عنوان یک مدیر موفق مثال بزنند. مدیری که می تواند یک تیم را بسازد و در کنار یکدیگر قرار دهد و با آن تیم به موفقیت برسد.
مهندسی مدیریت داشته باشید. برای اینکه به هدفتان برسی ابتدا باید هدفتان را تعریف کنید. حال که هدفتان را می دانید باید برای رسیدن به آن یک نقشه طرح کنید و برنامه ریزی داشته باشید و در آخر شما نیاز به یک مقیاس دارید که هر لحظه به شما نشان دهد نسبت به لحظه قبل چقدر پیشرفت یا پسرفت کرده اید.
موفقیت کاریتان بستگی به کارآمدی کارکنانتان دارد. با آنها به خوبی برخورد کنید و به آنها امنیت شغلی بدهید. برای آنها ناظر یا سرپرست تعیین کنید و شخصا این ناظران را تربیت کنید و آموزش دهید. کارمندان شما در صورت برخورد با مشکلی باید با این ناظران در ارتباط باشند.
با دهان باز نمی توانید گوش دهید. تمام کسانی که برای شما کار می کنند قطعا چیزی برای گفتن دارند که برای شما با ارزش باشد. به آنها فرصت صحبت کردن بدهید. سکوت کنید و از محیط کارتان آموزش ببینید.
خودتان را جای کارمندانتان بگذارید. انتظار این را نداشته باشید که کارمندانتان به درستی و تا آخر وقت کار کنند در حالی که شما هر روز محل کارتان را زود ترک می کنید. به کارمندانتان استراحت بدهید و آرامش فکری برای آنها فراهم کنید. با آنها ورزش کنید یا حتی دور هم یک فنجان چای یا قهوه بنوشید. استراحت مناسب راندمان کاری افرادتان را بالا می برد.
رهبران تغییرات ایجاد می کنند. آماده روبرویی با این تغییرات و افرادی که در این تغییرات هستند چه در داخل شرکتتان و چه در خارج از آن باشید. اگر تغییراتی احساس نمی کنید بدانید رهبری نکرده اید. یک مدیر خوب یک رهبر خوب است.
خودتان را محدود نکنید. یک نمونه خوب از تفاوت های یک مدیر و یک رهبر این است که رهبران خودشان را محدود نمی کنند. به اندازه کافی کسانی هستند که شما را محدود کنند. شما خودتان را محدود نکنید.
وقتی همه چیز رو به راه و ساده باشد هر کسی می تواند کاری را با موفقیت به پایان برساند. به خودتان برای انجام کارهای ساده افتخار نکنید و مغرور نشوید. خودتان را برای انجام کارهای سخت آماده کنید.
تغییرات ایجاد کنید. تیمی که با آن کار می کنید باید بسیار موفق تر و موثر تر از زمانی باشد که شما با آن کار نمی کردید. اگر تغییراتی احساس نشود هیچ تضمینی برای بقای شما نخواهد بود.

درس‌هایی برای مدیران از اسطوره‌های ورزشی

 

ورزش در فرهنگ بسیاری از ملل از جایگاه خاصی برخوردار است. ورزش موجب نشاط بدن و اعتلای روح می‌شود و اوقات شاد و هیجان مثبتی را برای ما ایجاد می‌کند.

علاوه بر تمام این ویژگی‌های مثبت می‌توان از ورزش به طور غیرمستقیم به عنوان بستری برای آموختن نکات مدیریتی استفاده کرد. ورزشکاران، به ویژه ستارگان و اسطوره‌های ورزشی، در کنار تمام ویژگی‌های فنی بالای خود از توان مدیریتی و رهبری بسیار بالایی نیز برخوردارند و به همین دلیل می‌بینیم که عدم حضور آنها در تیم باعث می‌شود انسجام و چابکی همیشگی از بین برود.

 

 

ادامه نوشته